یکی از پشت کوه
سه شنبه بیست و دوم آبان 1386
سالروز درگذشت سعيد نفيسي اديب پركار و معاصر / منتقد اصلی استفاده از واژه «ایران» به جای واژه «پرشيا»
در اين روز در سال 1345 هجري (14 نوامبر 1966 ) استاد سعيد نفيسي پس از پنج دهه تدريس و به يادگار گذاشتن بيش از يكصد تاليف در 73 سالگي فوت شد.
استاد نفيسي فرزندعلي اكبر ناظم الاطباء كرماني و از خاندان حكيم كرماني بود. در فرانسه تحصيل كرده بود و نويسنده و پژوهشگري پركار و خستگي ناپذير بود.
وي درباره هر موضوعي كه به نظرش مي رسيد قادر به نوشتن مقاله، رساله و كتاب بود؛ از نمايشنامه تا داستان و از تاريخ تا واژه نامه و تصحيح متون قديمي و همين طور درباره سياست. بسيار روان و زيبا و بدون تكلف مي نوشت و نوشته هايش خوانندگان فراوان داشت. مردي فروتن و دوست داشتني بود.
فهرست تحريرات او طولاني است از جمله فرهنگ فرانسه، تاريخچه ادبيات ايراني، بيهقي، نظاميه بغداد، ماه نخشب، نظامي گنجوي، فرهنگنامه پارسي، يزدگرد سوم، شيخ زاهد گيلاني و ....
شادروان نفيسي يك ايراندوست تمام عيار بود و مقاله دهم دي ماه 1313 او كه در روزنامه اطلاعات درباره تصميم دولت وقت مبني بر منع خارجيان از بكار بردن واژه «پرشيا» به جاي ايران معروف است.
اين مصوبه كه دولت هاي ديگر را از بكار بردن « پارسوا، پرسه، پرسان، پرژيا (پرشيا)، پرسيانا و ... » در ناميدن ايران منع مي كرد مورد انتقاد بوده است. منتقدين هنوز هم مي گويند: اين نام ها در سراسر جهان، امپراتوري ايران با همه عظمت و فرهنگ آن را در ذهن مردم تداعي مي كند و بسياري از خارجيان ايران را با ايراك (عراق) اشتباه مي گيرند. غربي ها «پرشيا» را از يونانيان و رومي هاي عهد باستان ياد گرفته و بكار برده اند. در مغرب زمين هر دانش آموز دبيرستاني عظمت و كارهاي امپراتوري پارسها را ضمن دروس خود خوانده است، ولي نمي داند كه ايران همان «پرشيا» است. گرچه همه مي دانند كه فلات ايران (ايران زمين) از كجا تا به كجا امتداد دارد، ولي شمار كمي از آنان مي دانند كه امپراتوري پارسها، همين ايران زمين است كه مورخان يوناني و رومي «امپراتوري پارسي» نوشته اند و در غرب عموميت يافته است. در آمريكاي امروز عده كمي هستند كه بدانند پرژين ملون (خربزه ايراني) ، پرژين كت (گربه ايراني) ، پرژين هت (كلاه پوست بره كه كرزاي رئيس جمهور افغانستان بر سر مي گذارد) و ... را كه هر روز بكار مي برند از ايرانند. مگر مجلس يونان خارجيان را مجبور كرده كه اين كشور را به نام اصلي اش بنامند و «گريس» نخوانند. همين طور هندي ها، ژاپني ها، فنلاندي ها، چيني ها و ....
چرا مجلس آلمان كشورهاي ديگر را مجبور نمي كند كه آن را «دويچلند» به نامند و مصري ها انگليسي زبانانرا از بكاربردن «ايجپت» به جاي «مصر» منع نمي كنند. به استدلال منتقدين، همين اجبار دولتهاي ديگر بر پايه مصوبه مورد بحث سبب شده است كه بسياري از غربي ها گمان كنند كه ايران يك كشور عربي است و ....
در سال 1313 (و تا به امروز) پاره اي هم بوده اند كه مي گويند اين مصوبه به خواست انگليسي ها بوده كه مي خواستند افغانستان و بلوچستان هويت جداگانه داشته باشند و در عوض توجه ايرانيان معطوف به اران شود ( قفقاز سابق ايران كه بلشويكها جمهوري آذربايجان نام نهادند).
ايرانيان، ميهن خود را به نام «ايران» مي شناخته اند. در زمان ساسانيان «ايرانظ غالبا با الف مكسور و سكون «ي» و يا اين كه «اران» تلفظ مي شد و خارج از ايران را «انيران» مي خواندند. بايد دانست كه افغانستان نامي است كه انگليسي ها بر اين سرزمين، سرزمين رستم و كيانيان، گذارده اند!.
استاد نفيسي فرزندعلي اكبر ناظم الاطباء كرماني و از خاندان حكيم كرماني بود. در فرانسه تحصيل كرده بود و نويسنده و پژوهشگري پركار و خستگي ناپذير بود.
وي درباره هر موضوعي كه به نظرش مي رسيد قادر به نوشتن مقاله، رساله و كتاب بود؛ از نمايشنامه تا داستان و از تاريخ تا واژه نامه و تصحيح متون قديمي و همين طور درباره سياست. بسيار روان و زيبا و بدون تكلف مي نوشت و نوشته هايش خوانندگان فراوان داشت. مردي فروتن و دوست داشتني بود.
فهرست تحريرات او طولاني است از جمله فرهنگ فرانسه، تاريخچه ادبيات ايراني، بيهقي، نظاميه بغداد، ماه نخشب، نظامي گنجوي، فرهنگنامه پارسي، يزدگرد سوم، شيخ زاهد گيلاني و ....
شادروان نفيسي يك ايراندوست تمام عيار بود و مقاله دهم دي ماه 1313 او كه در روزنامه اطلاعات درباره تصميم دولت وقت مبني بر منع خارجيان از بكار بردن واژه «پرشيا» به جاي ايران معروف است.
اين مصوبه كه دولت هاي ديگر را از بكار بردن « پارسوا، پرسه، پرسان، پرژيا (پرشيا)، پرسيانا و ... » در ناميدن ايران منع مي كرد مورد انتقاد بوده است. منتقدين هنوز هم مي گويند: اين نام ها در سراسر جهان، امپراتوري ايران با همه عظمت و فرهنگ آن را در ذهن مردم تداعي مي كند و بسياري از خارجيان ايران را با ايراك (عراق) اشتباه مي گيرند. غربي ها «پرشيا» را از يونانيان و رومي هاي عهد باستان ياد گرفته و بكار برده اند. در مغرب زمين هر دانش آموز دبيرستاني عظمت و كارهاي امپراتوري پارسها را ضمن دروس خود خوانده است، ولي نمي داند كه ايران همان «پرشيا» است. گرچه همه مي دانند كه فلات ايران (ايران زمين) از كجا تا به كجا امتداد دارد، ولي شمار كمي از آنان مي دانند كه امپراتوري پارسها، همين ايران زمين است كه مورخان يوناني و رومي «امپراتوري پارسي» نوشته اند و در غرب عموميت يافته است. در آمريكاي امروز عده كمي هستند كه بدانند پرژين ملون (خربزه ايراني) ، پرژين كت (گربه ايراني) ، پرژين هت (كلاه پوست بره كه كرزاي رئيس جمهور افغانستان بر سر مي گذارد) و ... را كه هر روز بكار مي برند از ايرانند. مگر مجلس يونان خارجيان را مجبور كرده كه اين كشور را به نام اصلي اش بنامند و «گريس» نخوانند. همين طور هندي ها، ژاپني ها، فنلاندي ها، چيني ها و ....
چرا مجلس آلمان كشورهاي ديگر را مجبور نمي كند كه آن را «دويچلند» به نامند و مصري ها انگليسي زبانانرا از بكاربردن «ايجپت» به جاي «مصر» منع نمي كنند. به استدلال منتقدين، همين اجبار دولتهاي ديگر بر پايه مصوبه مورد بحث سبب شده است كه بسياري از غربي ها گمان كنند كه ايران يك كشور عربي است و ....
در سال 1313 (و تا به امروز) پاره اي هم بوده اند كه مي گويند اين مصوبه به خواست انگليسي ها بوده كه مي خواستند افغانستان و بلوچستان هويت جداگانه داشته باشند و در عوض توجه ايرانيان معطوف به اران شود ( قفقاز سابق ايران كه بلشويكها جمهوري آذربايجان نام نهادند).
ايرانيان، ميهن خود را به نام «ايران» مي شناخته اند. در زمان ساسانيان «ايرانظ غالبا با الف مكسور و سكون «ي» و يا اين كه «اران» تلفظ مي شد و خارج از ايران را «انيران» مي خواندند. بايد دانست كه افغانستان نامي است كه انگليسي ها بر اين سرزمين، سرزمين رستم و كيانيان، گذارده اند!.
برگرفته شده از سایت "تاریخ ایران در این روز" نوشته دکتر نوشیروان کیهانی زاده
نوشته شده توسط سعید
در 8:57 | لینک ثابت
•

