تبليغاتX
یکی از پشت کوه

دوشنبه چهاردهم آبان 1386

به مناسبت روزي كه ايران بارديگر ابر قدرت جهان شد / يك روز درخشان در تاريخ ايرانيان

هفتم نوامبرسال 260 ميلادي در شهر تيسفون ( مدائن ــ نزديك بغداد امروز ) شاپور يكم، رئيس وقت كشور ايران از دودمان ساساني، در مراسمي در برابر والرين ( پوبليوس ليسينيوس والريانوس) امپراتور روم و ژنرالهايش كه بر دست و پايشان زنجير بود؛ ايران را تنها ابر قدرت جهان اعلام كرد. والرين و ژنرالهايش درجنگ به اسارت ايران در آمده بودند و اين روز نه تنها يكي از روزهاي درخشان تاريخ ميهن گرامي ما، بلكه همه مشرق زمين است.
    براي اين كه ايرانيان اين پيروزي خود را فراموش نكنند و جهانيان براي هميشه عظمت ايران را در نظر داشته باشند و مشرق زميني ها خود را مديون توان ارتش ايران بدانند، به خواست شاپور يكم منظره به زانو نشستن والرين مغرور در برابرش را در چند نقطه در ايران بر سنگ تصوير كردند كه تا ابد باقي بماند ،و مانده است.
     در پي مراسم هفتم نوامبر ، شاپور يكم هزاران اسير رومي را به خوزستان فرستاد تا در ساخت سد شادروان و پل شوشتر بكار گمارده شوند.
    شرح اين پيروزي نظامي درخشان ايرانيان را «مارسليوس» كه خود ناظر صحنه هاي آن بوده برنگاشته است. به نوشته ادوارد گيبون، اين شكست شيرازه امپراتوري روم را از هم گسيخت و آغاز پايان اين امپراتوري و تجزيه آن قرارگرفت.
    شاپور يكم قبلا نيز «گرديانوس سوم» امپراتور روم را كه به ايران لشكر كشيده بود در جنگ سال 246 ميلادي شكست داده بود. اين شكست چنان بر افسران رومي گران آمده بود كه در حال عقب نشيني بر سر «گرديانوس سوم» ريختند و اورا كشتند و فيليپ را بر جاي او نشاندند كه فيليپ با پرداخت پانصد هزار سكه طلا به ايران، موافقت شاپور را به ترك مخاصمه جلب كرد و نيروهاي رومي را به اروپا باز گردانيد . گرديانوس به منظور جبران شكست نيروهاي رومي از اردشير پاپكان (پدر شاپور يكم) در جنگ سال 238 ميلادي با شاپور كه بر جاي پدر نشسته بود وارد جنگ شده بود. سناي روم اصرار به خفه كردن ناسيوناليسم ايراني كه بار ديگر با بپاخيزي اردشير ساساني ظاهر شده بود در نطفه داشت كه موفق نشد و اين ناسيوناليسم تا اواخر دوران ساسانيان دوام داشت.
    فيليپ نيز پس از بازگشت به «رم» به خاطر تحقير امپراتوري و دادن باج به شاپور ترور شد و سناي روم والرين را به امپراتوري انتخاب و مامور جنگ با ايران و گرفتن انتقام شكستهاي گذشته كرد كه در جنگ سال 260 خود او هم به اسارت ارتش ايران درآمد و با ژنرالهايش به تيسفون منتقل شد.
    مورخان تاريخ قرون قديم متفق القول نوشته اند كه « ناسيوناليسم ايراني » جنگهاي دوران ساسانيان را برنده شد، و هنر بزرگ شاهان ساساني اين بود كه نگذارند « ناسيوناليسم ايراني و نيروي خيره كننده آن » ضعيف شود.
    
والرين در برابر شاپور يکم به زانو درآمده و التماس مي کند
والرين در برابر شاپور يکم به زانو درآمده و التماس مي کند

برگرفته شده از سایت "تاریخ ایران در این روز" نوشته دکتر نوشیروان کیهانی زاده

نوشته شده توسط سعید در 9:44 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم آبان 1386

ماه های شمسی در زمان ساسانیان / تلفظ پارسی میانه این اسامی و اصل اوستایی آنها

نام ماههای تقویم خورشیدی بارها تغییر کرده. در دوران هخامنشی، نامهایی استفاده می شد که بعد از دوران هخامنشی به فراموشی سپرده شد. نام ماهها در دوران ساسانی بر مبنای نشانه های زرتشتی وضع شد که تقویم ماهانه ساسانی که فاقد هفته است و در آن هرروز ماه یک نام دارد، بهترین اثر باقی مانده از آن است. در بیشتر دوران اسلامی، اسامی بابلی/آرامی ماههای مانند «تموز» و «نیسان» مورد استفاده بود، اما با برقراری تقویم جلالی به عنوان تقویم رسمی ایران در اوایل قرن جاری خورشیدی، اسامی ساسانی نیز دوباره برقرار شدند که متاسفانه تلفظ آنها در مواردی تغییر کرد. در زیر تلفظ پارسی میانه این اسامی و اصل اوستایی آنها در پرانتز آورده می شود.

Fravartin (Frawashi)فره وشی، ارواح گذشتگان:
Ardiwehisht (asha-wahishta) بهترین بهتر (از اصول زرتشتی):
Khordad (Hauwartat) سلامتی
Teer (Tishtria) خدای باران
Amordad (Amartaat) نامیرایی، نامرگی:
Shahrivar (khshathrawara) پادشاهی خواسته شده:
Mihr (Mithra) خدای مهر و قراردادهای اجتماعی:
Aban (Apan) آبها (لقب آناهیتا):
Adhar (Atar) آتش:
Dey (Dawya): خدا
Wahman (wahu-mana) بهمن، تفکر برتر:
Spandaarmadh (Spanta-armaiti) آرماییتی مقدس (مادینه خدای طبیعت):
نوشته شده توسط سعید در 9:14 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم آبان 1386

سالروز ايجاد شهر قزوين به دستور شاپور اول

 

سوم نوامبر سال 245 ميلادي شاپور اول شاه وقت ايران از دودمان ساساني كه در دوران زمامداري
خود ايران را ابرقدرت اول جهان كرد دستور بناي شهر قزوين را صادر كرد .كار ايجاد اين شهر سه سال
طول كشيد و در اكتبر( جشن هاي مهرگان) سال 248 ميلادي پايان يافت. نام قزوين از طايفه اي
به همين نام گرفته شده و يونانيان و روميان باستان و اينك جهانيان درياي مازندران را به نام اين
طايفه درياي « كاسپين » مي خوانند ، زيرا كه منطقه محل سكونت اين طايفه آريايي تا سواحل
غربي آن دريا امتداد داشته است.
    شاپور اول در طول حكومت خود چند شهر تازه ساخت كه نام او با پيشوند و پسوندهايي بر
آنها گذارده شد اما دستور داد كه شهرتازه ساز به نام طايفه اي كه در آن منطقه سكونت
داشت « كسپين» ناميده شود كه اين نام به مرور زمان به صورت قزوين در آمده است..
    قزوين در سال 644 ميلادي به دست اعراب مسلمان افتاد . در قرن 16 ميلادي پايتخت ايران شد
و شاه طهماسب صفوي عمارات فراوان در آنجا ساخت ؛ تا اين كه شاه عباس در سال 1598 ميلادي
پايتخت را از قزوين به اصفهان ـ شهر مركزي ايران منتقل ساخت. يكي از علل انتقال پايتخت از قزوين
به اصفهان اين بود كه درآن شهر ، سران قزلباش مادر شاه عباس را كشته و جسدش را به بيابان
افكنده بودند و اقامت در قزوين باعث مي شد كه هر لحظه قتل فجيع مادر در ذهن او تداعي و وي
را متاثر كند.
    قزوين در جريان دو جنگ جهاني اول و دوم به اشغال خارجي درآمد و در سپتامبر 1941 توسط
هواپيماهاي شوروي بمباران شد . رضاخان مير پنج( سرتيپ ) از همين شهر عزم تسخير تهران
و برانداختن دولت ( كودتا ) كرد. اين شهر تاريخي اخيرا مركز استاني به همين نام شده است.

شاپور اول كه ايران را ابرقدرت اول جهان باستان كرد و شهر قزوين را ساخت. والريانوس امپراتور روم كه در جنگ به اسارت ارتش
ايران درآمده بود در برابر او به زانو در آمده و التماس مي كند

برگرفته شده از سایت "تاریخ ایران در این روز" نوشته دکتر نوشیروان کیهانی زاده

نوشته شده توسط سعید در 9:2 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم آبان 1386

موسیقی در زمان هخامنشیان و انواع آن

برگرفته شده از کتب مرحوم استاد حسن پیرنیا

هرودوت می نویسد: ایرانیان برای تقدیم نذر و قربانی به خدا و مقدسات خود مذبحی ندارند. آتش مقدس روشن نمی کنند و بر قبور شراب نمی پاشند، بلکه موبدان حاضر هستند و سرودهای مذهبی را می خوانند.

گزنفنون، دیگر تاریخ نویس یونانی نیز می نویسد: سپاهیان ایرانی به هنگام جشنها و به خصوص در حمله های نظامی، سرودهای خاص را می خواندند. وی می نویسد: ایرانیان دوره هخامنشی، نوعی موسیقی مخصوص جنگی داشته اند که در تحریک احساسات سپاهیان بسیار مؤثر بوده است و آلات موسیقی رزمی آنها مانند بوق، شیپور و طبل به همراه سرودهای مهیج به کار می رفته است. وی همچنین می نویسد، همانطور که هخامنشیان، موسیقی و سرودهای خاص جنگی داشته اند، بی شک با دیگر انواع موسیقی نیز آشنا بوده اند که از آن برای مواقع فراغت، تفریح و در جشنها و اعیاد استفاده می نمودند.

در این دوره، از سازهایی همچون انواع کوچک و بزرگ طبل، شیپور، چنگ، نوعی سنتور و چند نوع نی کوچک و نی چندگانه نام برده شده است. در رابطه با موسیقی مذهبی هخامنشی، هرودوت به قسمتهایی از کتاب اوستا اشاره می کند که در آن سرودها و مناجاتها در وقت عبادت اجرا می شده است.

در دوران باستان 3 گونه موسیقی وجود داشت : موسیقی مذهبی ، موسیقی جنگ و موسیقی محلی
الف – موسیقی مذهبی : همانطور که پیش از این گفته شد هرودوت …
در کتاب مقدس یسنا بخشی که موربوط به گات هاست سوردهای موثری که شامل هفده سرود مذهبی است دیده می شود . احتمالا این سرود ، آهنگ مخصوصی داشته است و وجود قطعات مسجع در اوستا نشانه ای از آشنایی قوم آریا با موسیقی مذهبی است . کما اینکه گات ها ( سوردهای مقدس منسوب به زردشت ) با آهنگ و وزن ویژه خود خوانده می شده و سنت گات خوانی از سنن کهن است و هنوز هم بقایای آن در میان موبدان زرتشنتی کرمان دیده و شنیده می شود ( ونیز همانطور که در نسخ یلدا بدان اشاره شد در مراسم یلدا ) بقایای گاتها در موسیقی منطقه کردستان وجود دارد ولی تغییر فرم یافته و شکل اجرایی آن دگرگون شده است .
ب – موسیقی رزمی یا جنگی : مورخ یونانی ، گزنفنون در کتال سیروپدیا نوشته است : « کوروش کبیر به عادت دیرینه در موقع حمله به ارتش آشور ، سرودی را آغاز کرد و سپاهیان او با صدای بلند دنبال آن را خواندند و بعد از پایان سرود ، آزادمردان با قدمهای مساوی و منظم به راه افتادند. کروش در وقت حمله به دشمن سرود جنگی را آغاز کرد و سپاهیان با او هماهنگ شدند » این گونه سرود ها برای برانگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان اجرا می شده است . گزنوفون اضافه می کند : کروش از کشته شدن سربازان طبری و طالشی مغموم شد و برای مرگ سربازان مازندرانی و طالشی سرودی خواند…
ج – موسیقی مجلسی : یا همان موسیقی بزم ، از دیر باز در تمدن ایران وجود داشته است ( هرودوت از تعداد زیادی موسیقیدان در عصر هخامنشی یاد می کند و مونویسد که آنها در دربار نیز زندگی می کرده اند. در روزهای جشن همچون مهرگان ، سده ، نوروز و ... شادی و سرور می پراکندند ) آوازهای فراغت ، سوردهای شادی و سرور ، در جلساتبزم به کار می رفت و سازهای ویژه و شوه اجرای خاص خود را داشت . گزنفنون و هرودوت از این موسیقی نام برده اند و دیگر مورخ یونانی ، آتنه نوشته است : در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاهان هخامنشی برگزار می شد ، نوازندگان و خوانندگان با اجرای برنامه هایی در مجلس جشن شرکت می کردند ...
آگر چه عصر درخشندگی ِ موسیقیهای بزم یا مجلسی مربوط به دوران تمدن ساسانیان است و شاید بتوان گفت تنها در دوران ساسانی است که موسیقی ایرانی به هویت مستقل و بالنده ای می رسد و سوای تاثیرپذیری از موسیقی اقوام بیگانه مطرح می شود ، با این حال تمدن ایرانی در دوران هخامنشی را نمی توان خالی از این نوع موسیقی دانست .

نوشته شده توسط سعید در 14:49 |  لینک ثابت   •