شنبه سی و یکم شهریور 1386
نام الهه آب و زیبایی (آناهیتا) در ایران دوباره زنده میشود؟!
در میان خبرها دیروز به خبری بر خوردم در مورد ساخت پالایشگاه ۱۵۰هزار بشکهای کرمانشاه که در این نوشته کاری به نتایج توسعه ای و اقتصادی اون ندارم که البته امیدوارم مصداق ضرب المثل تا گوساله گاو شود ...، نباشه و نشه!!!
چیزی که نظر من رو جلب کرد اسم این پالایشگاه بود (آناهیتا). اول شک کردم که مگه میشه تو ایران روی یک پروژه تقریبا عظیم اسم اصیل ایرانی گذاشت!!! بعد از شنیدن اسمهایی مانند مصباح، زلزال، خیبر، طارق و ... انتظار شنیدن اسمی هم ردیف همین هارو داشتم.
ولی خوب خبر درست بود و باز جای امیدواری هست که بدونیم الهه آب و زیبایی شاید باز هم در ایران اسمش زنده باشه و اسم جایی باشه که درش زندگی جریان داره نه مثل ویرانه های معبد آناهیتای کنگاور فراموش شده که عادت کرده بودیم اسمهای اصیل روی ویرانه ها و آثار باستانی و پیرمرد پیر زن های قدیمی باشه!
البته امیدوارم تا سال 89 که احتمالا!!! پروژه افتتاح میشه اسم دیگری جایگزین نشه.
"مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی و رئیس هیات مدیره پالایشگاه آناهیتا کرمانشاه از مکان یابی پالایشگاه ۱۵۰هزار بشکهای کرمانشاه در جنوب شرقی این شهر خبر داد.
حسین علی ضیایی گفت: این پالایشگاه از مصوبات استانی سال گذشته هیات دولت به استان کرمانشاه است.
وی افزود: پالایشگاه آناهیتا کرمانشاه با دو میلیارد دلار سرمایهگذاری، با مشارکت سازمان تامین اجتماعی ( ۵۵درصد) سازمان بازنشستگی کشوری (۲۰درصد) و شرکت پخش و پالایش فرآوردههای نفتی ( ۲۰درصد) تا پایان سال ۸۹احداث خواهد شد."
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386
دروازه تهران قزوین - دروازه یوسف آباد و شاه عبدالعظیم - سال 1305
امروز یه کتابی به دستم رسیده بود به اسم تصاویری از ایران با عکسهایی از لارنس لاکهارت که از سالهای 1920 تا سال 1950 گرفته شده.
عکسهای بسیار زیبایی از ایران قدیم داشت که من در اینترنت پیدا نتونستم بکنم واسه همین با ذکر منبع در اینجا بعضی هاشو میزارم به اشتراک که نقض کپی رایت هم نشه!!
لارنس لاکهارت Laurence Lockhart
Published by the



چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386
معبد پیر سبز و سرگذشت فرزندان یزدگرد سوم پس از حمله تازیان
بازهم یک سفر دیگه. این بار به یزد و میبد رفتم و واقعا این شهر غریب افتاده میبد چقدر زیباست واقعا حیف!
این دفعه به جایی رفتم که شاید کمتر ایرانی مسلمانی اینجا رو دیده باشه و به رغم احترام! و توجه!! زیاد صدا و سیما و وزارت فرهنگ و سازمان گردشگری به این مکان، اینجا کاملا ناشناخته است!!!
پیر سبز (چک چک) یکی از مهمترین معابد مقدس زرتشتیان در پنجاه و دو کیلومتری شمال شهر یزد است . این معبد که توسط کوههای صخره ای احاطه شده ، به علت ریزش قطرات آب ، چک چک نامیده می شود.
موقع ورود باید کفشها و جوراب رو در بیاریم و با پای برهنه وارد شویم و سر تا سر کف معبد هم به علت چکه های آب خیس و خنک است و حس جالبی رو داره. البته از آبی که چکیده میشه و از لای حفره های دیوار داخلی معبد بیرون میاد میتوان نوشید که اون هم واسه تبرک چیز بدی نیست!

بهترین چیز برای توضیح معبد و تارخچه زیبای آن و سرنوشت فرزندان یزدگرد سوم پس از حمله تازیان، نوشته روی دیوار معبد بود که طوری عکس گرفتم که قابل خواندن باشه. بسیار جالبه



و اینهم عکسهای مربوط به این معبد:



سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386
آرامگاه پروفسور حسابی در تفرش قبل و بعد از ساخت!
در شهر زیبای تفرش و محله ترخوران و پشت پمپ بنزین قدیمی شهر محلی باز وجود داره که وسط اون مقبره ساده و زیبای پروفسور حسابی به چشم میاد که البته سالهاست که قراره پمپ بنزین خراب بشه و یک محوطه فرهنگی تفریحی در اطراف آرامگاه ساخته بشه (البته طبق معمول افعال آینده فقط در جملات دست اندرکاران به چشم میاد.)
داخل آرامگاه هم بسیار ساده و زیباست. بر دیوارها عکسهای مختلف ایشان قرار دارد و بالای مزار ایشان سنگ بزرگی به ارتفاع حدودا 2.5 متر قرار داره که خلاصه ای از زندگی ایشان در آن حک شده:


عکسی که بیشتر از همه نظر آدم رو جلب میکنه، عکس مربوط به آرامگاه قبل از بازسازی به شکل امروزی و فوت ایشان است که گفته میشه مقبره خانوادگی ایشان بوده

یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386
لطف ناخواسته وزارت راه در شناساندن یک اثر باستانی!
در سفری که به اصفهان و شیراز داشتم در بین راه اصفهان-شیراز به علت تعمیر جاده اجبارا از راه فرعی عبور کردم و رسیدم به مکانی با تابلوی "ایزد خواست". قبلا این اسم رو نشنیده بودم ولی بناهایی که اطراف جاده بودند نشان از یک جای قدیمی و با ریشه رو میدادند. من این آثار رو میدیدم ولی اثری از یک کلمه راهنمایی و توضیح در مورد اینکه این مکان کجاست و با چه قدمتی وجود نداشت و به علت عجله چند عکس گرفتم و رد شدم. بعدها که تحقیق کردم فهمیدم قلعه و کارونسرایی که من دیدم به شرح زیرند:
"قلعه ایزد خواست از آثار دوره ساسانی در آباده میباشد که بعدها بناهایی همچون مسجد و حمام در آن احداث شده است. این قلعه در فاصله 75 کیلومتری شمال آباده است و شباهت زیادی به ارگ بم کرمان دارد.
این قلعه بر فراز صخره بزرگی قرار دارد و داخل آن خانه های بسیار کوچک با کوچه های بسیار تنگ و باریک مشاهده می شود.
کاروانسرای ایزد خواست
کاروانسرای ایزد خواستاز آثار دوره صفویه می باشدکه شامل یک حیاط مربع شکل در وسط کاروانسرا است و تعدادی حجره و اتاق در اطراف آن قرار دارد این کاروانسرا در جنوب قلعه ایزد خواست می باشد" (سایت آباده سیتی)
شاید این لطف (نا خواسته) وزارت راه بود که باعث شد چند نفر دیگه مثل من از این مسیر عبور کنند و با این بناها آشنا بشوند. بعد از تکمیل جاده اصلی "ایزد خواست" منتظر لطف چه کسان دیگری باید باشد؟!
حالا این سئوال رو دارم که واقعا من از کنار آثار با ارزش رد شدم و هیچ توضیحی ندیدم در موردش و هیچ راهنمایی نبود واقعا کجاست سازمان گردشگری و سازمان فرهنگ ساز صدا سیما؟
عکسها خودش عمق غربت ایزد خواست رو نشون میده. آیا واقعا حریم یک اثر باستانی به همین مقدار فاصله با جاده است که من عکس گرفتم؟:





خیلی دوست دارم در مورد این مکان بیشتر بدونم اگه میدونید لطفا بنویسید
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
تنهایی کوروش در یک هوای سرد و ابری!

از این همه چراغ در این مملکت همین یه دونه رسید به این مرد؟!!!!



