تبليغاتX
یکی از پشت کوه

سه شنبه بیستم شهریور 1386

هنرغرفه آرایی بین المللی به سبک یک خبرگزاری داخلی!

در میان آرشیو عکس هام به یکسری عکس برخورد کردم که موقع گرفتن خیلی دوست داشتم جایی واسه انعکاسش پیدا کنم ولی خوب نشد تا اینکه اینجا به نظرم بهترین جا اومد.

 

عکسها مربوط به نمایشگاه بین المللی (توجه کنید به بین المللی) نفت در کیش هست که مدتی پیش برگزار شد حدود یکسال و اندی. در اون نمایشگاه غرفه ای چشم من رو به خودش جلب کرد میان اونهمه شرکت کننده داخلی و خارجی با غرفه های زیبا و حرفه ای. این غرفه مربوط به شبکه اطلاع رسانی نفت و انرژی (شانا) بود به قولی پل ارتباطی حیاتی ترین وزارت با جهان بیرون.

 

حالا شما عکس ها رو ببینید و بگید واقعا این غرفه در شان یک خبرگزاری حیاتی است یا یک مهد کودک (که فکر کنم غرفه مهد کودک هم جالب تر باشه) واقعا با این سلیقه و مدیریت میشه چه بر سر خبرهاش میاد؟!

 

واقعا واسه یه نمایشگاهی در این سطح باید از روبان و این رنگ و این پاپیون ها!!! استفاده کرد؟!!

 

یعنی باید دیگه بگیم هنر نزد ایرانیان بود و بس!!!

 

 

 

نوشته شده توسط سعید در 12:36 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم شهریور 1386

ماه رمضان اوج گول مالیدن سر خدا

ماه رمضان دوباره رسید و فرهنگ گول مالیدن سر خدا (نعوذ بالله) رنگ و بوی تازه ای گرفت. البته این فرهنگ در تمام زندگی ما هست و در رمضان جلوه بیشتری میگیره.

 

یک پست ارسالی در سایت بالاترین رو میخوندم توسط باورکه بسیار زیبا و پر از محتوا بود و حرف دل خیلی از آدمهایی رو میزد که از دین دنبال یه چیزای دیگن ورای این چیزها که میبینیم. واقعا چرا باید رسما مملکت تعطیل بشه؟ به نظر من این یه دلیلش شاید تن پروری باشه ولی دلیل دیگه ای که میتونه داشته باشه اینکه ما ایرانی جماعت (مسلمونای حرفی بهتره) همیشه سعی در پیچوندن خدا و احکام و هر چیز دست و پا گیر دیگه ای هستیم .

 

 

واقعا فلسفه ماه رمضون چیه؟ اون چیزی که من با عقل ناقصم میدونم یه دلیلش همدردی با فقراست واسه دونستن درد اونها گشنگیشون و سختی های زندگیشون و زمانی واسه نزدیکی به خدا.

حالا ما سحر پامی شیم مادر خونه یه قیمه بار میزاره یه سفره آنچنانی بعد مارو صدا میکنه میگه بیا بخور اذان نزدیکه (در سریال ها هم ماشالله زیاده این صحنه ها) ماهم با چشای بسته میخوریم، اذان میشه یه نمازی هم با چشای خواب و شیکمه پر میخونیم و میخوابیم (اکثرا همینطوریم) واقعا فلسفه سحر همینه؟ بعد هم تا افطار که 5-4 ساعت سرکاریم با نیم ساعت کار مفید و ظهر میاییم خونه میخوابیم و مادر گرامی یا زن گرامی یه قرمه سبزی بار گذاشته افطار میخوریم اونم با عجله که از سریالها نیوفتیم و بعد سریال هم شکم پر و خواب تا سحر. جدا چقدر به خدا و درد فقرا نزدیک شدیم؟ خدا هم که حتما حواسش نیست!!!!!! خدا هم میگه خودتونید بنده های من!!

 

ما ها با ندونم کاری ها و اشتباهات مون و اون حس دور زدن همه چی سعی میکنیم که سر خدا کلاه بذاریم در صورتی فقط سر خودمون کلاه میره و در دراز مدت میشه این تصویری که دین و دیندار در ذهن اکثر مردم جهان هست.
ایراد از ماست نه از دین و چیزه دیگه.

 

فقط یه درد دل به زبان عامیانه و پر از غلط!

نوشته شده توسط سعید در 13:26 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هجدهم شهریور 1386

جاده اسالم به خلخال دروازه بین جهنم و بهشت

به مدد همت والای صدا و سیما و سازمان گردشگری یکی از مناطق تقریبا ناشناخته مونده ایران جاده رویایی اسالم به خلخال است. البته بهتر که ناشناخته است چون معمولا تا جایی محل تفریح و گذران وقت مردم میشه (مخصوصا آثار باستانی) مشمول طرحهای عمرانی مانند پل، اتوبان، نیروگاه، پالایشگاه، هتل 25 ستاره با سکوی پرتاب به مریخ!!! و غیره میشه. (اینهمه بیابون هست)

 

البته از فواید دیگر ناشناخته موندن اینکه چون ما کلا ملتی متمدن و با فرهنگ هستیم باعث میشه که کمتر رو در و دیوار اون محل دفترچه خاطرات واسم معشوقه ها و ... یافت بشه و یا مثل این محیط طبیعی تبلیغی بشه برای انواع ظروف نوشابه چیپس پفک و ... (باواریا بیشتر).

 

این جاده رو میشه دروازه بین جهنم و بهشت (از لحاظ دمایی) دانست. از دمای 40 درجه با رطوبت دیوانه کننده در اسالم تا دمای 4-3 درجه در بالای گردنه. جدا سفر در این جاده رویایی نیست؟

 

اینهم نمونه ای  از عکسای این جاده در تابستان که خودم با اجازتون کاملا ناشیانه گرفتم:

 

 

 

 

 

 

 

 

این عکس بالا برای انجاست:

geotourism.blogfa.com

 

کبابی بالای گردنه با صاحبه ظاهرا بداخلاق ولی اهل دلش!! لباسش رو در تابستون ببینید!

 

اینم 2 عکس از یه قهوه خونه سرراهی که با اون عکسها عالمی داره واسه خودش!

 

 

نوشته شده توسط سعید در 14:56 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم شهریور 1386

وبالاخره افتتاح هزارمین پروژه ورزشی دولت نهم!!

خبری در این چند روزه ذهن منو مشغول کرده و اونهم اینکه اعلام کردندطی مراسم و جشنی هزارمین پروژه ورزشی دولت نهم در رشت افتتاح شد و ماشاالله طبق دشمنی که صدا و سیما با دولت داره ااصلا هم انعکاس پیدا نکرد در صدا و سیما!!!!
ما که نفهمیدیم این دشمنی در کجاست. بگذریم

در همین حین به فکر افتتاح ورزشگاه بم و جشن مخصوص به اون و بازی های دوستانه مربوط به اون افتادم که در اونجا بیان شد که این پروژه هزارمین پروژه ورزشی دولته :" مسوول تربيت بدني شهرستان بم گفت:مجموعه عظيم ورزشي شهر بم به عنوان هزارمين پروژه ورزشي دولت نهم ،اواسط مرداد ماه سال جاري با حضور مهندس علي آبادي رئيس سازمان تربيت بدني به بهره برداري مي‌رسد.(ایرنا)" و در جای دیگه گفته شد که " مهندس محمدعلی آبادی در رابطه با افتتاح استادیوم سردار جنگل رشت بعنوان هزارمین پروژه ورزشی افتتاح شده در دولت نهم گفت: البته افتتاح استادیوم 15 هزار نفری رشت به صورت سمبلیک انجام می شود، چرا که ما در حال حاضر نیز از مرز 1000 پروژه عبور کرده ایم و امیدواریم با ادامه روند آغاز شده در جهت توسعه زیرساخت های ورزش، امکانات و تجهیزات موجود متناسب با نیازهای جوانان جامعه افزایش یابد.(ایسنا)"

باز ما نفهمیدیم اگه بم هزارمین بود و جشن هم واسش گرفتیم و این هزار و چندمین طرحه، دیگه جشن و این همه تبلیغات به قول شما سمبلیک واسه چیه؟ بازهم بگذریم

یه سوالی که واسه من هست اینکه در ایران چطور تعداد پروژه ها تا به یه عدد رند نرسه خبری از هیچی نیست ولی یهو اعلام میشه هزارمین پروژه بعداز 999 پروژه ندیده افتتاح شد؟ آدم یاد شیطونیای بعضی از دوستان طراح میوفته که کانتر سایت رو مثلا از 1000 شروع میکنند واسه نشون دادن یه چیزایی البته بعضیها که یکم زرنگ ترن میزارند مثلا 876 که کسی زیاد شک نکنه. کاش ماهم یکم زرنگ تر بودیم. بگذریم.

حالا من که اصلا نه سندی دارم واسه تایید این حرفها نه سندی واسه تکذیب، الله و اعلم. ولی این عقل ناقص من یه کم که حساب کتاب میکنه میفهمه که آخه در عرض 2 سال چجوری میشه 1000 پروژه افتتاح کرد و چون کاملا به اسم دولت نهم است یعنی دقیقا از مطالعات تا ساخت در این دو سال انجام شده ( روزی یکی و نصفی)!!!! واقعا اگه ما میتونیم یه استادیوم رو با تمام امکانات از مرحله امکان سنجی تا بهره برداری در عرض 2 سال انجام بدیم دیگه این مملکت مگه میتونه مشکلی هم داشته باشه؟؟ بازهم بگذریم

ولی یه چیز رو ازش نمیشه گذشت و اونهم اینکه دولت رفسنجانی، خاتمی و دولت نهم از خود همین ملت هستند و افتخار و سربلندیه اونها سربلندیه ماست بهتره که به جای اینکه اتمام پروژه های ناتمام دوران قبلی را تماما به حساب خودتون بزنید و در بوق بکنید و استفاده تبلیغاتی کنید بگید به لطف خدا و کمک همه مسئولین گذشته وحال فلان پروژه افتتاح شد. خنده داره نه؟
نوشته شده توسط سعید در 15:17 |  لینک ثابت   •