تبليغاتX
یکی از پشت کوه

سه شنبه بیستم فروردین 1387

از این به بعد در اینجا

 

poshtekooh.wordpress.com

نوشته شده توسط سعید در 9:48 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم فروردین 1387

مسیر ویژه کامیون، اتوبوس و سواری! / ورودی شهرستان اندیمشک (ایرانگردی بهاری)

اینم نمونه ای از نظم حکمفرما بر جاده ها! و البته احترام به وقت مردم!

نوشته شده توسط سعید در 9:29 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هجدهم فروردین 1387

پل شکسته (پل شاپوری)، غرور شکسته، حریم شکسته!

پل شاپوری ( پل شاپوري یا پل شکسته خرم آباد):

این پل یکی از شاهکارهای معماری دوره ساسانیان محسوب می شود و در جنوب شهر خرم آباد واقع شده است. این پل حدود 230 متر طول و بیش از 19 چشمه طاق داشته که در حال حضار فقط 5 چشمه طاق از آنها بر جای مانده است. مصالح این پل از سنگ، ملات گچ و ساروج است که با ویژگیهای فنی بسیار ارزشمندی ساخته شده است. این پل بخشهای غربی لرستان را به شرق خرم آباد و از آنجا به خوزستان متصل می کرده و به همین لحاظ از اهمیت خاصی برخوردار است. البته در حال حاضر ژلی است بر روی فاضلاب خرم آباد و محل دفن زباله و ویران شده!

عکس: خودم!

نمایی از تابلوی راهنمای این پل تاریخی:

تنها ۵ طاق از ۱۹ طاق پل باقی مانده آنهم بدون هیچ نگهداری!:

۴ عکس زیر نشان دهند همت مردم و مسئولین در نگهداری از این پل و تبدیل آن به زباله دان در همین راستا!:

 

 

بوی تعفن فاضلاب در این قسمت از پل بیداد میکند!:

و اینهم تنها تلاش برای نگهداری از یک اثر باستانی!!:

نوشته شده توسط سعید در 9:27 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم فروردین 1387

تصاویری از طبیعت زیبا و کوههای پر برف اشترانکوه - جاده ازنا به درود (ایرانگردی بهاری)

برای ترویج فرهنگ ایرانگردی البته در وانفسای نبود هیچگونه امکاناتی برای عادت کردن به این فرهنگ!

عکس: خودم!

نوشته شده توسط سعید در 10:13 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

دوست عزیزم سردار بزرگ آریو از من دعوت کرده بود که در بازی وبلاگی مشاعره شرکت کنم . اینهم اجابت فرمان ایشان

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت 

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت 

سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع

دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت 

آشنایی نه غریب است که دلسوز من است

چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت 

خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد

خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت 

چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست

همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت 

ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم

خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت 

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی

که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت  

در پایان از دوستان عزیزم یوزپلنگ ، مونا ، آرسین ، مرد آریایی ، تینا برای ادامه ای بازی دعوت میکنم . واژه های پیشنهادی من برای ادامه مشاعره شمع ، میخانه و زلف! است .

نوشته شده توسط سعید در 10:30 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نهم بهمن 1386

به هوشنگ ماند، اين «سده» يادگار ـــ بسي باد چون او دگر شهريار (سده مبارک)

جشن سده جشن پيدايش آتش است صد روز از پايان تابستان گذشته و يا صد شب و روز به نوروز مانده است و قدمت آن به پايه جشن‌هاي نوروز و مهرگان مي‌رسد.

فردوسي مي گويد: هوشنگ پادشاه پيشدادي، كه شيوه كشت و كار، كندن كاريز، كاشتن درخت … را به او نسبت مي دهند، روزي در دامنه كوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار كرد. اما از برخورد سنگ‌ها جرقه اي زد و آتش پديدار شد.
بر آمد به سنگ گران سنگ خرد هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد
فروغي پديد آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پيش جهان آفرين نيايش همي كرد و خواند آفرين
كه او را فروغي چنين هديه داد همين آتش و آنگاه قبله نهاد
يكي جشن كرد و آن شب باده خورد سده نام آن جشن فرخنده كرد

هوشنگ شاه:

در شاهنامه انتقام قتل سیامک را از اهریمن می‌گیرد و پس از کیومرث به پادشاهی جهان می‌رسد. همچنین، یافتن آتش و برپایی جشن سده را در شاهنامه و اسطوره‌های ایرانی به او نسبت می‌دهند.

هوشنگ شاه، مردم زمان خود را با آبیاری و صنعت و جداکردن آهن و سنگ و ساختن ابزار و آلات آهنی آشنا ساخت و به ایشان کشت و زرع آموخت. در شاهنامه، طبخ غذا، پختن نان و گله‌داری از آموزه‌های او برای مردم به شمار می‌رود.

پس از حمله عرب، «مرداويز» را احياء كننده اين جشن در قرون وسطا خوانده اند كه در اصفهان آن را از سر گرفت.
 چراغاني و روشن كردن شمع را به مراسم «سده» نسبت مي دهند. در افسانه هاي كهن ايران آمده است كه متهمان براي اثبات بيگناهي از روي آتش شعله ور عبور مي كردند و هزار سال پيش از ميلاد، سياوش هم كه متهم شده بود براي اثبات بي گناهي خود از آتش عبور كرد.

نوشته شده توسط سعید در 11:59 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم دی 1386

نقاشی ابرها در آسمان غروب، کوه طلا، کوه آتش ..... / ایرانگردی زمستانی

کوههای پر برف نقره کمر در شهر تفرش هنگام غروب خورشید

عکاس: خودم!

نوشته شده توسط سعید در 14:40 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و چهارم دی 1386

آخر و عاقبت همون صندوق صدقات خراب معروف!

  ساحل جزیره کیش:

نوشته شده توسط سعید در 13:40 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم دی 1386

سرما، برف، آب،کوه، آشیانه، درختان لخت گردو ......... / ایرانگردی زمستانی (5 عکس)

 

گردنه گیان راه ورودی به شهرستان تفرش در ارتفع ۲۲۰۰ متری و درختان گردویی که بعد برگریزان هم پر ابهت و زیبا هستند! و لانه کلاغی که پابرجاست!

 

نوشته شده توسط سعید در 11:25 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386

سالروز درگذشت ابوریحان بیرونی / دانشمند ایرانی تمام اعصار!

 

ابوريحان محمد بيروني دانشمند بزرگ ايراني 13 دسامبر سال 1048 ميلادي (22 آذر) در شهر غزنه (افغانستان امروز) وفات يافت. او درنيمه سپتامبر سال 973 ميلادي درمنطقه خوارزم كه در قلمرو سامانيان بود به دنيا آمده بود و زادگاه او كه در آن زمان روستاي كوچكي بود بعدا به «بيروني» تجديد نام داده شده است.
     بيروني در رياضيات، هيأت (علوم فضايي)، فيزيك، زمين شناسي و جغرافيا سرآمد دانشمندان عصر خود بود. دائرة المعارف علوم چاپ مسكو ابوريحان را دانشمند همه قرون و اعصار خوانده است. در بسياري از كشورها نام بيروني را بر دانشگاهها، دانشكده ها و تالار كتابخانه ها نهاده و به او لقب « استاد جاويد » داده اند.
     بيروني گردش خورشيد، گردش محوري زمين و جهات شمال و جنوب را دقيقا محاسبه و تعريف كرده است. خورشيد گرفتگي هشتم آوريل سال 1019 ميلادي را در كوههاي لغمان (افغانستان كنوني) رصد و بررسي كرد و ماه گرفتگي سپتامبر همين سال را در در غزنه به زير مطالعه برد.
     در زمان بيروني، سامانيان كه پايتختشان شهر بخارا بود بر شمالشرقي ايران شامل خراسان بزرگتر و منطقه خوارزم، زياريان بر گرگان و مازندران و مناطق اطراف آنها، بازماندگان صفاريان بر سيستان بزرگتر، غزنويان بر جنوب ايران خاوري (مناطق مركزي و جنوبي افغانستان امروز) و بوئيان بر ساير مناطق ايران تا بغداد حكومت مي كردند، و همه آنان مشوّق دانش و ادبيات فارسي بودند و سامانيان بيش از ديگران در اين راه اهتمام داشتند. بيروني كه در جرجانيه خوارزم نزد ابونصر منصور تحصيل علم كرده بود مدتي نيز در گرگان تحت حمايت مادي و معنوي زياريان كه مرداويز سر دودمان آنان بود به تحقيق پرداخته بود و پس از آن تا پايان عمر در ايران خاوري آن زمان به پژوهش هاي علمي خود ادامه داد. بااينكه محمود غزنوي ميانه بسيار خوبي با بيروني نداشت و وسائل كافي براي تحقيق در اختيار او نبود ولي اين دانشمند لحظه اي از تلاش براي تكميل تحقيقات علمي خود دست نكشيد.
     بيروني كه بر زبانهاي يوناني، هندي و عربي هم تسلط داشت كتب و رسالات متعدد كه شمار آنها را زائد بر 146 گزارش كرده اند نوشت كه جمع سطورشان بالغ بر 13هزار است. مهمترين آثار او عبارتند از: «تفهيم» در رياضيات و نجوم، «آثار باقيه» در تاريخ و جغرافيا، «قانون مسعودي» كه نوعي دائرة المعارف است و كتاب «هند» درباره اوضاع اين سرزمين از تاريخ و جغرافيا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعي آن. بيروني كتاب دائرةالمعارف خود را به نام سلطان مسعود غزنوي حاكم وقت كرد، ولي هديه او را كه سه بار شتر سكه نقره بود نپذيرفت و به او نوشت كه كتاب را به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشته است، نه پول.
     بيروني معاصر بوعلي سينا بود كه در اصفهان مي نشست و باهم مكاتبه و تبادل نظر فكري داشتند.
     بيروني در جريان لشكركشي هاي محمود غزنوي به هند غربي (كه پاكستان امروز قسمتي از آن است) امكان يافت كه به آن سرزمين برود، زبان هندي فراگيرد و درباره اوضاع هند تحقيق كند كه محصول اين تحقيق، كتاب «هند» اوست.

برگرفته شده از سایت "تاریخ ایران در این روز" نوشته دکتر نوشیروان کیهانی زاده 

نوشته شده توسط سعید در 11:25 |  لینک ثابت   •